به بهانه ی سوزاندن مسلمانان توسط بوداییان در میانمار

به نام الله

به این آتش برس! هیزم مهیا کن! مهیاتر!

گلستانیم ما در آتش نمرود زیبا تر



مهیا کن که ما از آتش شیطان نمی‌ترسیم

که در آغوش آتش می‌شود ققنوس ماناتر



خبر از دود آه ما به دلها می‌رود مادام

تو در هر شعله نفرینی‌تری هر شعله رسواتر



تو مست از شعله فریاد ما آرام می‌گیری

و ما را ناله‌ای مانده‌ست صدها بار گیراتر



دریغا پیرو بودا به کار زنده سوزاندن

دریغاتر از این غوغای خاموشی! دریغاتر !



شما را مردگانی هست - سر تا پای در آتش-

شما در زندگانی نیز می‌سوزید، پیداتر



بسوزانیدمان، خورشید محشر نیز در راه است

خدا، تنها خدا با ماست با مایی که تنهاتر



... اغثنا یا غیاث المستغیثین! راه دشوار است

اگرچه نیست در رنج سفر از ما شکیباتر


شعر از : میلاد عرفان پور

/ 0 نظر / 16 بازدید