قبر پنهان

کسی را که خدا خود یاورش بود

عجیب اینجاست ، پهلویش شکستند

به آتش خانه اش را داده بودند

امیرش را به بندی دست بستند

میان آب و آتش نوگلش را

به ضرب تیرها از ساقه خستند

میان کوچه ها دنبال آقا

و سیلی خوردن از قومی که پستند

میان آسمان ها نور اما

 در این دنیا دلیل هرچه هستند

تمام بیت ها شد بیت الاحزان

و می گریند بر آنان که رستند

به سوی آسمان نور خدایی

رود بالا که ایشان از الستند

هزاران سال پنهان است قبرش

همان بانو که پهلویش شکستند

/ 0 نظر / 16 بازدید