شعر و شعور
السلام علیک یا ثارالله

غمی پنهان ، دلی غمگین، غباری سینه سوزم من
ز عمق بی خودی بی خود، دلم را می فروزم من
سرابی دور و جان مهجور  و لب ها بسته چشمان تر
و می آید کسی روزی ، به امیدش هنوزم من
کسی چون نوح کشتی بان ، خلیل و موسی عمران
سزد عیسی دم این چشمان به راه او بدوزم من
(جهان سست است و بی بنیاد ، از این فرهاد کش ، فریاد)
اسیر نرگس مست حریفی کینه توزم من
فراموشم من از یادش و در جان است فریادش
خدایا گوش محرم کن ، که بس آشفته روزم من




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

قالب وبلاگ