شعر و شعور
السلام علیک یا ثارالله

با این غریب سر کن ، تا دورم از نگاهت
عمریست غرق آهم ، عمریست در نقاهت
از این دل خرابه ،بگذر که گنج قارون
گر یافتی ،نیابی ، جز مرگ سد راهت
بنشین به بزم خوبان ، بشنو غم فراوان
از دوست دور ماندن ، دردیست از گناهت
هرچند غصه داری ،چون ما بخوان به زاری
ای آفتاب خوبان ، هستیم تا پگاهت
ای ناله ی رهایی ، آه از غم جدایی
کی می شود بیایی ، با سوز صبحگاهت
برگرد سوی میدان ، ای شور عشق و ایمان
در هم بپیچ شب را با روی همچو ماهت
گوید غریب آمد ، أمن یجیب آمد
ای یار بی پناهان دریاب بی پناهت




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

قالب وبلاگ