شعر و شعور
السلام علیک یا ثارالله

سردار بی سپاه سرش روی نیزه شد

مظلوم بی گناه سرش روی نیزه شد

میدان جنگ رفت شبیه پیامبر

شد تکه تکه، آه، سرش روی نیزه شد

در علقمه که رفت علمدار آسمان

ساقی همچو ماه سرش روی نیزه شد

لب تشنه کودکی است ، که در پشت خیمه ها

با نیزه ای سیاه سرش روی نیزه شد

خواهر چه بی قرار که دیده برادرش

در بین قتلگاه سرش روی نیزه شد

در کوفه ی حرام که کارش خیانت است

دردانه ی اله سرش روی نیزه شد

یک کاروان اسیر رسیده است از فرات

آنجا که تشنه شاه سرش روی نیزه شد

در کوچه های شام به آواز و هلهله

سالار بی پناه سرش روی نیزه شد

زینب غریب ماند میان یهودیان

تا انتهای راه سرش روی نیزه شد




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٤/٦/٢٠ توسط younes jamalpour

قالب وبلاگ