شعر و شعور
السلام علیک یا ثارالله

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

می رسد هر روز از چاهی صدای یاریار

حتم دارم فرق مولا را غم زهرا درید

ورنه زخم اینچنین از جنگ دیده بی شمار

شاد شد با زخم شمشیر و به لب ذکر خدا

فزت می گوید ورب الکعبه اش شد ماندگار

غصه ها بسیار و دل خون و میان کوفیان

وای از بی همزبانی ، وای درد بی شمار

یاد دیوار و در و مسمار و آتش سینه را

میزند آتش به قلب عاشقان بی قرار

مادر دنیا عقیم از زادن مثل علیست

او علی عالی اعلی است یعنی افتخار

فاتح خیبرشکن را دست بسته می برند

صبر باید کرد فرمان خدا را باوقار

با غریبی رفت سوی انتهای آسمان

انتهای معنی انسان عزیز کردگار




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٤/۳/٧ توسط younes jamalpour

قالب وبلاگ