شعر و شعور
السلام علیک یا ثارالله

غوغا به پاست ، ناله ی هل من معین اوست

ارباب حسین بی کس و تنها به کربلاست

عباس داده است و اکبر و هرکه داشت

آقا اسیر فتنه ی پیکار اشقیاست

 

با ذوالجناح جانب میدان روانه شد

نه نیزه و نه ضربه ی شمشیر می رسد

با سنگ ها به خون خدا حمله می کنند

از هر کجای دشت فقط تیر می رسد

 

پیشانیش شکسته ز سنگ و به سینه تیر 

یک چشمه خون ز سینه ی او باز می شود

از صدر زین به صورت خود می خورد به خاک

چشمه عدو به خیمه ی او باز می شود

 

آخر غریب دشت بلاخیز کربلا

برخاست روی نیزه به خیمه نگاه کرد

با هر زبان ز اهل حرم می کند دفاع

با روی غرق خون و به ضجه به بانگ درد

 

می دید مادرش که به خنجر رسید شمر

با چکمه روی سینه ی قرآن نهاد پا

در کنج قتلگاه به شادی و هلهله

برد سرش به ضربه ی شمشیر از قفا

 

بر روی نیزه می رود امشب سر حسین

زخمی و داغدیده شود خواهر حسین

جمعی اسیر گشته میان حرامیان

پهلوشکسته ناله کند دختر حسین

 

 




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩۳/۸/۱٦ توسط younes jamalpour

قالب وبلاگ