شعر و شعور
السلام علیک یا ثارالله

گفتند نمی دانند از حادثه انسان ها

بودند غریبان در تاب و تب بحران ها

دی شیخ ندانسته , در شعر ترش گفتند

سر دو سر هستی , نجوای سخندانها

(هرکو نظری دارد با یار کمان ابرو

باید که سپر باشد پیش همه پیکان ها)

از فاجعه می میرد در دامن بلبل گل

بردند گلستان را در دام زمستان ها

یک روز به روی نی , یک روز میان تشت

آخر چه گنه کرده است , مولای مسلمان ها

از چشمه ی چشمان موعود غریب عشق

جوشان شده جان همچون آرامش طوفان ها




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٧/۳٠ توسط younes jamalpour

قالب وبلاگ