شعر و شعور
السلام علیک یا ثارالله

به نام الله

به این آتش برس! هیزم مهیا کن! مهیاتر!

گلستانیم ما در آتش نمرود زیبا تر



مهیا کن که ما از آتش شیطان نمی‌ترسیم

که در آغوش آتش می‌شود ققنوس ماناتر



خبر از دود آه ما به دلها می‌رود مادام

تو در هر شعله نفرینی‌تری هر شعله رسواتر



تو مست از شعله فریاد ما آرام می‌گیری

و ما را ناله‌ای مانده‌ست صدها بار گیراتر



دریغا پیرو بودا به کار زنده سوزاندن

دریغاتر از این غوغای خاموشی! دریغاتر !



شما را مردگانی هست - سر تا پای در آتش-

شما در زندگانی نیز می‌سوزید، پیداتر



بسوزانیدمان، خورشید محشر نیز در راه است

خدا، تنها خدا با ماست با مایی که تنهاتر



... اغثنا یا غیاث المستغیثین! راه دشوار است

اگرچه نیست در رنج سفر از ما شکیباتر


شعر از : میلاد عرفان پور




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

آن چیزها که دیدم ، شاید سراب اما
من می پذیرم این را ، برجای آب اما
در راهت ای امیدم ، ای مژده ای نویدم
جز دل چه هدیه دارم ، اما خراب ،اما
من با خدا چه گویم ، می داند او درونم
با هر سوال گوید ، تنها جواب اما
تنها توان من تو ، روح و روان من تو
گر با تو با گناهم ، در هر عذاب اما
آخر خدای باقی ، جانم فدای ساقی
مستم ، تو خود ندادی ، جام شراب اما؟
با ما تو بد مکن تا ، ما با تو مهربانیم
ای جان جان جانان ، ما بد حساب اما
تا تو تمام مایی ،ما ناتمام اما
بی تو نمی پسندیم حتی ثواب اما




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

از بــاغ می ‌برنــــد چـراغانی ‌ات کننــــد

                                                            تا کـاج جشــن های زمستانی ‌ات کننــد

 

     پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»

                                                            تنهــا به این بهانـــه که بارانی ‌ات کنند

 

     یوسف! به این رهـا شدن از چاه دل مبند

                                                            این بار می ‌برند که زنــــدانی‌ ات کنند

 

     ای گل گمان مکن به شب جشن می ‌روی

                                                            شاید به خاک مـرده‌ای ارزانی ‌ات کنند

 

     یک نقطـه بیش فرق رحـیم و رجـیم نیست

                                                            از نقطه‌ ای بترس که شیطانی ات کنند

 

     آب طلب نکــــرده همیشــه مـــــراد نیست

                                                            گاهی بهانه‌ای است که قربانی ‌ات کنند

 

 

     (فاضل نظری)

 




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

تا یاد توست ، همه اشعار تازه است
نامت برای عاقبت کار تازه است
این عید هم دوباره رسید و نیامدی
باز اشک و آه و دل زار تازه است
با چشم های مانده به راهت چه می کنی؟
حالاا که بارقه ی اسحار تازه است
چون بال یک نسیم خرامان چو سرو ناز
ای نازنین من نفس یار تازه است
ای آخر ترنم باران برای ابر
با یک نگاه بهانه ی رگبار تازه است
تا هست درد دل چه کنم چون به دشمنان
تنها نگاه مرد سر دار تازه است
گفتند با غریب سخن تازه گفته اند
ای بی خبر سخن ز خبردار تازه است




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

غمی پنهان ، دلی غمگین، غباری سینه سوزم من
ز عمق بی خودی بی خود، دلم را می فروزم من
سرابی دور و جان مهجور  و لب ها بسته چشمان تر
و می آید کسی روزی ، به امیدش هنوزم من
کسی چون نوح کشتی بان ، خلیل و موسی عمران
سزد عیسی دم این چشمان به راه او بدوزم من
(جهان سست است و بی بنیاد ، از این فرهاد کش ، فریاد)
اسیر نرگس مست حریفی کینه توزم من
فراموشم من از یادش و در جان است فریادش
خدایا گوش محرم کن ، که بس آشفته روزم من




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

با این غریب سر کن ، تا دورم از نگاهت
عمریست غرق آهم ، عمریست در نقاهت
از این دل خرابه ،بگذر که گنج قارون
گر یافتی ،نیابی ، جز مرگ سد راهت
بنشین به بزم خوبان ، بشنو غم فراوان
از دوست دور ماندن ، دردیست از گناهت
هرچند غصه داری ،چون ما بخوان به زاری
ای آفتاب خوبان ، هستیم تا پگاهت
ای ناله ی رهایی ، آه از غم جدایی
کی می شود بیایی ، با سوز صبحگاهت
برگرد سوی میدان ، ای شور عشق و ایمان
در هم بپیچ شب را با روی همچو ماهت
گوید غریب آمد ، أمن یجیب آمد
ای یار بی پناهان دریاب بی پناهت




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

علی آخر نفهمیدم که هستی؟
خدایی بنده ای آخر چه هستی؟
هوایت کو اگر از بندگانی
خدایی گر چرا چون بنده هستی؟
چرا همبازی طفل یتیمی
چرا آرام درد سینه هستی؟
خدایت شور آخر چند داده؟
که از روز ازل چون واله هستی
تو آتس گر نه ای آخر چه سوزی ؟
مگر زخمی هجده ساله هستی؟
تو شاید خنجر دین خدایی
اگر خنجر نه ای ، پس ژاله هستی؟
خدا در خلقتت غوغا به پا کرد
تو دین و خون و جان و ناله هستی
علی اعلی و اعلی منه اعلی
ز پاکی چون گل آلاله هستی




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

مولا علی (ع)

دهان واکرده دندانم کشیدند
علی گفتم زبانم را بریدند
زبان سهل است ، گر سر را ببرند
نگویم جز علی ، گرچه پلیدند
علی خود کیست؟مولا حق و میزان
برای عشق او را برگزیدند
برای یاری دین خداوند
امیر المؤمنین را آفریدند
کسی کی تاب میآرد علی را
میان کوچه او را می کشیدند
علی با چاه اسرار نهان گفت
علی را جز خدا محرم ندیدند
علی معنای انسان ، نام انسان
شجاعت را به بازویش تنیدند
غریبی هرچه باشد جز علی نیست
غریبان کی به پای او رسیدند




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/٢٠ توسط younes jamalpour

به نام حضرت حق

امیدواریم بتونیم یه راه جدیدی رو در این دنیای تکراری باز کنیم.به قول آقای نظری

از این تکرار در تکرار در تکرار بیزارم




طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/۱٩ توسط younes jamalpour

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com


طبقه بندی: ،
نوشته شده در تاریخ ۱۳٩٢/٢/۱٩ توسط پرشین بلاگ

قالب وبلاگ